تبليغاتX
روزی روزگار

روزی روزگار

دست نوشته های یک ولگرد کنجکاو

باي ذنب قتلت ـ به كدام گناه كشته شده است (تكوير 9)

 ديدي كه خون ناحق پروانه شمع را

چندان امان نداد كه شب را سحر كند

1- در رويدادهاي بعد از دهمين انتخابات رياست‌جمهوري و اعتراض‌هاي مسالمت‌آميز مردم در خيابان‌ها و نيز در بازداشتگاه‌هاي رسمي و غيررسمي، ارتكاب جرم و جنايات مطرح و ادعا شده است كه مي‌توان آنها را در سه گروه طبقه‌بندي كرد: تجاوزهاي جنسي، آزار و شكنجه در بازداشتگاه‌ها و قتل افراد در خيابان‌ها و در بازداشتگاه‌ها. از اين سه، تجاوزهاي جنسي در نامه‌هاي آقاي كروبي مطرح شده و هياتي هم آنها را بررسي و گزارشي منتشر كرده است. در مورد آزار و شكنجه زندانيان كه حداقل در بازداشتگاه كهريزك، مقامات قضايي در حال رسيدگي هستند و ظاهرا 104 نفر به عنوان شاكي مراجعه كرده‌اند و هفت نفر از مسوولان نظامي و انتظامي بازداشت شده‌اند. در مورد جنايات ارتكابي در كوي دانشگاه نيز گفته مي‌شود تحقيقات مفصلي در جريان است. اما اين رسيدگي هم اگر خبر آن صحت داشته باشد، خوب و بجاست، اما كافي نيست. رئيس سابق قوه‌قضائيه با صراحت گفته بود كه زندان، به خصوص نگهداري در سلول انفرادي كه رويه رايج در بسياري از زندان‌ها به خصوص در مورد زندانيان سياسي است، نوعي شكنجه محسوب مي‌شود. اين رويه بايد متوقف شود.

2- اما در جريان رويدادهاي بعد از انتخابات، افرادي، چه در خيابان‌ها و چه در بازداشتگاه‌ها كشته شده‌اند. اگر چه مقامات قضايي، انتظامي و امنيتي، قتل تعدادي از هموطنانمان را تاييد كرده‌اند، اما در مورد تعداد آنها و وابستگي آنها به نهادها و جناح‌ها، دعاوي متفاوتي مطرح شده است.
در حالي كه فيلم‌هاي ضبط و پخش شده از برخي صحنه‌ها، تيراندازي به سوي مردم را نشان مي‌دهد و پزشكي‌قانوني علت مرگ برخي از بازداشت‌شدگان را ضرب‌وشتم و ضربه به سر ذكر كرده است، برخي از مقامات اصرار دارند كه مردم و خانواده ها بپذيرند كه بازداشت‌شدگان به علت ابتلا به بيماري مننژيت در گذشته‌اند.
صرف نظر از تعداد كشته‌شدگان،‌ چه در خيابان‌ها و چه در بازداشتگاه‌ها، قتل مظلومانه جمعي از مردم بي‌گناه قطعي و غيرقابل انكار است. آنچه در اين نوشته مورد بحث است، داوري در مورد راست يا دروغ بودن تجاوزات جنسي به بازداشت‌شدگان و يا در مورد شكنجه در زندان‌ها و تعداد كشته‌شدگان يا دعاوي مسوولان امر نيست- رسيدگي و داوري به اين دعاوي در واقع وظيفه اصلي قوه‌قضائيه سالم، بي‌طرف و صاحب عزم است- بلكه در مورد قتل مظلومانه اين بيگناهان است. اين افراد در هيچ دادگاهي محاكمه و محكوم نشده بودند. جرم برخي از آنها تنها شركت در يك راهپيمايي اعتراضي بوده است. اين مشاركت با هيچ ضابطه و معيار حقوقي و قانوني، جرم و آن هم جرمي كه مجازاتش قتل باشد، محسوب نمي‌شود. چه كسي اجازه تيراندازي به سوي مردم را صادر كرده است؟ قانون اساسي، راهپيمايي بدون حمل اسلحه را آزاد دانسته است. نظام جمهوري‌اسلامي با قانون اساسي‌اش تعريف شده است. زير پاگذاشتن اصول قانون اساسي يعني اقدام عليه نظام. قانون اساسي يك ميثاق و پيمان ملي است. زير پا گذاشتن يك جانبه اصول قانون اساسي يعني نقض عهد. اين قانون‌شكني، خلاف آموزه‌‌هاي قرآني است: يا ايها الذين آمنوا افوا بالعقود (مائده 1). برخي از نظريه‌پردازان جريان راست افراطي اعتقادي به جمهوريت ندارند و اسلاميت نظام را اصل مي‌دانند. بر اين اساس آنها اولي‌تر از هر كسي هستند كه به آموزه‌هاي قرآن عمل كنند. چطور مي‌توانند آموزه‌هاي قرآن را به بهانه حفظ نظام زير پا بگذارند.

3- مي‌گويند تظاهركنندگان قصد آشوب داشته‌اند، يا در اعتراض‌هاي خياباني دست به آشوب زده‌‌اند. به فرض صحت اين ادعا، راه كار مقابله با شورش خياباني، تيراندازي به سوي مردم به قصد كشتن آنها نيست. در نظام‌هاي قانونمدار در چنين مواردي، يعني احتمال شورش  و تخريب، ماموران ضدشورش، براي متفرق كردن مردم  ابتدا تيراندازي هوايي مي‌كنند. سپس در صورت ادامه شورش، به پاهاي تظاهركنندگان تير مي‌زنند كه بتوانند آنها را دستگير كنند. كساني كه حكم تيراندازي به سوي مردم و كشتن آنها را صادر يا آنهايي كه اين دستورات را اجرا كرده‌اند با هيچ معيار و ضابطه‌اي نمي‌توانند اين قتل‌ها را توجيه كنند؛ در هيچ دادگاهي نمي‌توانند ثابت كنند كه اين افراد مجرم و مستحق مرگ بوده‌اند، اينها اگر بتوانند جواب مادر و يا پدر روح‌الاميني‌ها را بدهند و آنها را ساكت نمايند نه جوابي براي وجدان خود دارند و نه از عدالت خداوند راه گريزي.

4 – خداوند كريم مي‌فرمايد: «ولا تقتلوا النفس اللتي حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا ـ و كسي را كه خداوند (كشتن وي را) حرام كرده نكشيد، ‌جز بحق، و هر كس كه به ستم كشته شود، به وارث او تسلطي داده‌ايم ـ اسراء 33».
آيا كشتن اين مظلومان حق بوده است؟ با چه معيار و ضابطه‌اي با كدام حكم شرعي يا قانون مدني؟ به راستي باي ذنب قتلت: به كدامين گناه كشته شده است؟ مشخص كردن تعداد كشته‌شدگان ضروري و مهم است. اما جدال بر سر تعداد آنان بازدارنده پيامدهاي آن نيست. باز هم اين خداوند است كه مي‌فرمايد: من قتل نفسا بغير نفس اوفساد في‌الارض فكانما قتل‌الناس جميعا... (مائده 30).
آيا آمران و عاملان اين كشتارها از آن عاقبت سوئي كه از آن راه گريزي ندارند، نمي‌هراسند، ترس و نگراني ندارند؟
ممكن است از رسيدگي در دادگاه‌هاي اين دنيايي، راه‌هاي گريزي داشته باشند اما آيا راه گريزي از خشم الهي دارند، آيا آنها برگ مصونيت از پيگرد الهي را دريافت كرده‌اند؟
به راستي چه فكري كرده‌اند؟ و چه فكري مي‌كنند؟

+++
ارسال شده از سوی روابط عمومی نهضت آزادی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

در پی انتشار شایعه های گوناگون از وضعیت مهندس میرحسین موسوی، یکشنبه شب شایعه ای در بین مردم و هوادارن ایشان رواج یافت مبنی بر اینکه منهدس موسوی پس از بازرگشت از مراسم بزرگداشت در مسجد قبا و مراجعت به منزل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

بر همین اساس اینجانب در تماسی با علی اکبر محتمشمی پور مسئول کمینه صیانت از آرا، درستی این شایعه را جویا شدم که وی در این باره گفت: " هر گونه خبری در خصوص بازداشت مهندس موسوی صحت نداشته و  کذب است."

گفتنی است تا این لحظه هر خبری که دال بر بازداشت مهندس موسوی باشد کذب است بر این اساس از تمامی دوستان و هوادارن ایشان تقاضا دارم که تنها اخبار موثق را از سایت قلم نیوز پیگیری هستند.

لازم به ذکر است که به زودی سه بیانیه که دوتای آن از سوی کمیته صیانت از آرا و یکی بیانیه مشترک میان موسوی لاری و محتشمی پور است بر روی سایت قلم منتشر خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/08ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

اکثر افرادی که اقدام به تخریب اموال و ستادهای میر حسین موسوی می کردند ،ناشناس بوده و در برخی موارد شعارهایی را در حمایت از یک کاندیدای خاص مطرح می کردند .

به گزارش قلم نیوز  با نزدیک شدن به روزهای برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،مخالفان میر سحین موسوی اقدام به تخریب اموال و حتی برخی از پوسترهای وی در سطح کشور کردند اقدام این طیف از افراد در حالی صورت می گیرد که این گونه فعالیت ها از سوی تمامی گروهای سیاسی و حتی مردم محکوم شده است.

بر اساس گزارش های رسیده ،اکثر افرادی که اقدام به تخریب اموال و ستادهای میر حسین موسوی می کردند ،ناشناس بوده و در برخی موارد شعارهایی را در حمایت از یک کاندیدای خاص مطرح می کردند .

+++
متن کامل گزارش من در مورد تخریب ستادهای میرحسین را می توانید در لینک زیر بخوانید
http://www.ghalamnews.ir/news.aspx?id=17202

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

صنعت کشاورزی چه در کشورهای پیشرفته و چه در کشورهای در حال توسعه همواره به عنوان یکی از صنایع استراتژیک مطرح بوده و حتی برخی از کشورها نیز تنها منابع درآمدشان از تولید و صادرات محصولات کشاورزی است.
این در حالی است که کشور ایران به دلیل داشتن مزیت‌های قابل توجه در حوزه کشاورزی، از نظر منابع طبیعی، نیروی انسانی و دانش کشاورزی، جایگاه قابل توجهی را در تولید و صادرات برخی از محصولات داشته است. اما به نظر می رسد که سیاست‌های دولت نهم در مدت 4 سال اخیر موجب شده است که صنعت کشاورزی کشور با بحران روبه رو شود. واردات بی‌سابقه میوه ( در سال‌های گذشته ایران با تولید سالانه حدود 13 میلیون تن میوه رتبه پنجم در دنیا و رتبه نخست در کشور خاورمیانه را داشت. ولی واردات میوه از سال 84 به صورت جدی شروع شد و ايران اكنون به برکت طرح‌های دولت نهم، بزرگ‌ترین وارد کننده میوه است) واردات بیش از 7 میلیون تن گندم با وجود اعلام خودکفایی این محصول در سال‌های ابتدای حضور این دولت و همچنین ظهور بیکاری پنهان در بخش کشاورزی از جمله عملکردهای این دولت به شمار می‌آید. همچنين در طي ۵۰ سال كاشت،داشت و برداشت پياز، ايران براي نخستين بار و در سال گذشته پياز به كشور وارد كرد.
در ادامه لينك مشروح كامل گزارش ميزگردي كه در اين زمينه با حضور حضور مهندس غفاری ـ عضو پیشین شورای عالی کشاورزی در دوران نخست‌وزیری مهندس موسوی ـ، مهندس عباس کشاورز ـ معاون پیشین وزیر جهادکشاورزی و نویسنده طرح خودکفایی گندم ـ و هم‌چنین دکتر قوشچی استاديار دانشگاه برگزار شد را آورده ام. اين گزارش در محل سايت قلم نيوز برگزار شد كه من آن را نوشتم

http://www.ghalamnews.ir/news-12959.aspx

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

شرکت مخابرات ایران یکی از شرکت های صدر اصل 44 قانونی اساسی است که در مردادماه سال 87 وارد بورس شد و آنچه این شرکت را از شرکت های درج شده در این اصل متمایز می کند، ویژگی ها و نوع کسب درآمدهای مخابرات است که این مساله فرآیند خصوصی سازی مخابرات را متفاوت از سایر شرکت های مشمول این قانون نشان می دهد.در عین حال مخابرات به دلیل اینکه عمده سرمایه گذاری آن از محل ودایع مردم تامین می شود، مستثناست، این در حالی است که با گذشت نزدیک به چند ماه از عرضه سهام شرکت مخابرات ایران در بورس، هنوز تکلیف ودیعه های مشترکان این شرکت مشخص نبوده و مسوولان شرکت مخابرات اظهارات متفاوتی را در خصوص ودایع مردم بیان کرده اند و شنیده ها حاکی از این است که محمود احمدی نژاد در نامه ای خطاب به وزیر ارتباطات گفته است: «ودایع دیون نیست،خرج کنید» هرچند این نامه مربوط به سال گذشته است اما مطرح شدن دوباره آن به معنی بیان یک درد کهنه است و با این دستور رئیس جمهوری بیش از هزاران میلیارد تومان طلب مردم از مخابرات کان لم یکن می شود. موضوع ارسال نامه رئیس جمهوری به محمد سلیمانی در خصوص ودایع مردم در حالی بیان مطرح شده است که مسوول کمیته تحقیق و تفحص از شرکت مخابرات ایران معتقد است طرح موضوع ودیعه مخابرات در شرایط فعلی درست نیست و شائبه سیاسی بودن پیش می آورد. اگرچه این نماینده مجلس بر ضرورت تعیین تکلیف ودیعه های مشترکین مخابرات تاکید می کند.
سازمان حسابرسی:ودیعه است
وجود ودایع که از مشترکان دریافت و در چرخه سرمایه گذاری شرکت مخابرات قرار گرفته است به مراتب بیشتر از سرمایه مخابرات است و نمایانگر این واقعیت است که دارایی های مخابرات بیش از آنکه متعلق به دولت باشد متعلق به این ودایع و سود حاصل از آن است. وجوهی که توسط بالغ بر 50 میلیون مشترک تلفن ثابت و همراه در اختیار این شرکت دولتی قرار گرفته است تا این شرکت به عنوان نماینده دولت ضمن حفظ و نگهداری آن، در راستای ایجاد و توسعه شبکه های مخابراتی با اولویت قرار دادن ارائه خدمات به جامعه از آن استفاده بهینه کند. کاظم نجفی علمی رئیس سازمان حسابرسی سال گذشته با توجه به مشخص نشدن تکلیف ودایع مردم گفته بود: « شرکت مخابرات بر اساس این ودیعه ها به مردم بدهکار بوده و این ودیعه ها امانتی است که باید به مردم بازگردانده شود. بر همین اساس شرکت مخابرات یا باید این رقم را به مردم پرداخت کند یا به کمک مجمع صاحبان سهام، تکلیف این ودیعه ها را روشن کند.» مشترکان شرکت مخابرات ایران، بخش بزرگی از هزینه های خود را بنا بر قانون به صورت ودیعه نزد شرکت مخابرات ایران ودیعه یا امانت گذاشته اند تا در صورت انصراف یا واگذاری خطوط به این شرکت، ودیعه خود را دریافت کنند اما به گفته کارشناسان اکنون که بحث واگذاری شرکت مخابرات و عرضه آن در بورس مطرح است و در حالی که تعیین تکلیف این سرمایه امانی نزد مخابرات ایران، یکی از مباحث اصلی در تصمیم های مربوط به چگونگی عرضه سهام مخابرات در بورس است، به نظر می رسد که مدیران وزارت ارتباطات قصد دارند از پس دادن ودایع صرف نظر کنند. گرچه صابر فیضی مدیرعامل شرکت مخابرات ایران بیان می کند «ودیعه های مشترکان به عنوان حقوق عمومی است» اما شنیده ها حاکی از آن است برخی مسوولان دولتی به دنبال راهکاری هستند که ودایع را از حالت دیون بیرون آورند تا از این پس به عنوان دیون مخابرات به شمار نرود بر همین اساس نامه محمود احمدی نژاد به وزیر متبوع خود محمد سلیمانی مبنی بر «دین» نبودن حق اشتراک تلفن و قابل مصرف بودن ودیعه مشترکین مخابرات، آب پاکی را روی دستان مشترکان ریخت تا مسوولان وزارت ارتباطات راه حلی را که مدت ها به دنبالش بودند را بیابند و با نامه احمدی نژاد حکم مجوز نادیده گرفتن دیون خود به مردم را دریافت کنند البته علی مطهری در این خصوص اعلام می کند :«این نامه هنوز عملیاتی نشده است.»
قانون اجازه تصرف نمی دهد
علی مطهری عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی معتقد است در شرایط فعلی که شرکت مخابرات برای واگذاری به بخش خصوصی در بورس عرضه شده، منطقی ترین راه تبدیل ودیعه ها به سهام است که در این صورت مشترکان می توانند صاحب سهم و سهامدار شرکت مخابرات شوند. اظهاراتی که محمد سلیمانی وزیر ارتباطات نیز چند سال قبل آن را مطرح کرده و گفته بود مخابرات بر این است که ودایع قابلیت تبدیل شدن به سهام را دارند بنابراین باید منتظر ماند تا زمانی که مجوز وارد شدن سهام مخابرات به بورس داده و تبدیل شدن ودایع به سهام نیز مشخص شود این در حالی است که بر اساس ماده 607 قانون مدنی جمهوری اسلامی، ودیعه به عنوان یکی از عقود قانونی تعریف شده و شرکت مخابرات در سپرده نام برده شده «ید امانی» دارد و حق واگذاری آن را به غیر نداشته و در موارد 612 و 617 همان قانون در خصوص نحوه واگذاری و منع تصرف در آن مگر با اجازه صریح ضمنی امانتگذار تاکید شده است ضمن اینکه با توجه به سرمایه گذاری مخابرات از محل ودایع مردم، ماده 623 قانون مدنی بر تعلق گرفتن منافع حاصل از ودیعه، به مالک (ودیعه گذار/ مشترک) صراحت دارد البته در این میان صابر فیضی با بیان اینکه «ما در جریان تبدیل آن به سهام نیستیم» اعلام می کند: « بحث تبدیل ودایع مشترکان به سهام کاملاً منتفی است و ودایع به عنوان بدهی به مردم نزد مخابرات باقی خواهد ماند. با این وجود در زمان عرضه سهام شرکت مخابرات ایران به بورس هیچ اتفاقی نیفتاد و حتی اظهارات سلیمانی نیز در این زمینه محقق نشد تا اینکه محمود احمدی نژاد سال گذشته در نامه ای سرنوشتی دیگر را برای ودایع مردم رقم زد. او در مهر ماه سال گذشته خطاب به وزیر خود بیان کرد مبالغ دریافتی از مشترکان بابت واگذاری حق اشتراک قابل مصرف بوده و دین به حساب نمی آید، به عبارتی به شرکت مخابرات این اجازه داده شده است که در ودایع مردم دخل و تصرف داشته باشد که این نقض قانون مدنی است. در عین حال که در متن کارت تقاضای اشتراک شرکت مخابرات به صراحت بر این نکته تاکید شده است که ودیعه پرداختی به صورت دیون نزد شرکت مخابرات نگهداری می شود و اگر مشترکی در هر لحظه قصد انصراف از اشتراک داشته باشد مخابرات موظف است ودیعه پرداختی را به وی عودت دهد.
نکته جالب توجه این است که مسوولان شرکت مخابرات بر این باورند که عدم پرداخت سود به مشترکان که از محل ودایع آنها سرمایه گذاری شده به این دلیل است که آنها از خدمات ارزان قیمت استفاده می کنند. در همین حال مسوول کمیته تحقیق و تفحص از شرکت مخابرات ایران می گوید: «موضوع ودایع در قالب طرح تحقیق و تفحص هم اکنون در دستور کار کمیسیون صنایع قرار داشته و در حال بررسی است.» به گفته او حق اشتراکی مردم نزد شرکت مخابرات بالغ بر پنج هزار میلیارد تومان است و تصمیم گیری در این مورد باید براساس قانون و از مجاری قانونی انجام گیرد. مطهری نیز با بیان اینکه «دولت حق تصرف در ودایع را ندارد»، می افزاید:« مبلغ دریافتی توسط شرکت مخابرات از مشترکین بابت واگذاری حق اشتراک یا امتیاز تلفن، امانت است و شرکت های دولتی اجازه مصرف آن را ندارند و در صورت قطع اشتراک باید به مشتری برگشت داده شود» (مصاحبه علی مطهری با خبرگزاری ایرنا). بنابراین باید در نظر داشت که تعیین تکلیف ودایع مشترکان تلفن ثابت و همراه، یکی از اصلی ترین چالش های پیش روی خصوصی سازی شرکت مخابرات ایران است و تاکنون مسوولان از اظهارنظر شفاف و بی پرده درباره سرنوشت این نقدینگی هنگفت خودداری کرده اند.
+++
منبع: گزارش خودم در روزنامه سرمایه مورخ چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

آن روز كه علم جديد آرام آرام از زهدان تاريك قرون وسطي متولد مي شد، به خيال كسي خطور نمي كرد كه چه حادثه مهمي در شرف وقوع است. كسي نمي دانست كه اين كودك باهوش و بازيگوش به همه جاي جهان سرك خواهد كشيد و همه جا رد پاي خويش را باقي خواهد گذاشت: در اعماق اقيانوس ها، در دل كهكشان ها و از همه مهم تر در سراسر ذهن و زبان آدمي. اكنون آن كودك نوپاي ديروز موثرترين و خبرسازترين پديده امروز است. روزي نيست كه خبر از ايده هاي تازه و دستاوردهاي فناورانه نو به گوش نرسد. يكي از مهم ترين دستاوردهاي علمي علم جديد، گسترش ارتباطات و رسانه ها بوده است. امروز مي توان در گوشه اي امن و آرام روبه روي رايانه اي كوچك نشست و سفري دور و دراز به پرهياهوترين مراكز علمي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي جهان آغاز كرد. جهان در سيم ها، صفحه كليدها و نمايشگرها جريان دارد. هرچه ابزارهاي ارتباطي پيشرفته تر و پيچيده تر شده، جهان كوچك و كوچك تر شده است.
" ورود به جامعه اطلاعات را فرصتي نو براي همه مردم جهان مي دانيم." سيد محمد خاتمي رييس دولت اصلاحات در نشست اجلاس سران درباره جامعه اطلاعات در ژنو چنين گفت. اين كه عصر ارتباطات عصر گفت وگو است و جامعه شبكه اي سامان دهنده نظام شبكه اي، بايد چاره اي بينديشيم كه تبادل اطلاعات در جامعه اطلاعاتي به گفت وگو بينجامد و فاصله ها را كم كند. آيا اين سخنان سرآغاز تحولي نو در ساختار جامعه ايران بود؟ دغدغه ذهني رييس جمهور سابق موجب شد تا او از عصر اطلاعات سخن بگويد، يا تحولات جهاني و به تبع آن تاثيرات الزام آور آن براي كشورهاي در حال توسعه؟ و يا اين كه شناخت جامعه جهاني و پي بردن به اين امر كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ابزار توسعه اي كشور در زمينه هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي است؟ شايد هم همه اين مسائل موجب شد كه ايران در دوران 8سال رياست جمهوري محمد خاتمي، به عصر اطلاعات ورود پيدا كند. حتي اگر بيان تمامي اين موارد به گونه اي باشد كه بخواهيم كارنامه اي درخشان از فعاليت دولت قبل در زمينه جامعه اطلاعات و ارتباطات ارائه دهيم، ولي بايد توجه داشت كه ادامه و توسعه دادن راهي كه آغاز شده، در دولت نهم بسيار حايز اهميت خواهد بود. اگرچه در دولت هشتم، شوراي عالي اطلاع رساني ايجاد شد، ايران حضوري فعال در اجلاس بين المللي داشت، برنامه چهارم توسعه با رويكرد به دانايي محوري كه مهم ترين ابزار آن فناوري اطلاعات و ارتباطات است، نوشته شد و بودجه هاي قابل توجهي به توسعه كاربري فناوري اطلاعات در كشور اختصاص يافت، اما تشكيل شوراي عالي فناوري اطلاعات، تشكيل ستاد بصري 13 و تاكيد بر تحقق دولت الكترونيكي از اقدامات دولت نهم به حساب مي آيد. هر چند كه بي مهري هاي اين دولت قابل توجه بوده و مديرانش سعي داشتند كه با ارائه آمارها بر بي مهري هاي خود سرپوش بگذارند. 
تفاوت دو درك از جهان پيش رو 
رييس جمهوري سابق به همراه نصرالله جهانگرد نماينده ويژه در امور فناوري اطلاعات و ارتباطات، بر سکويي كه بناي آن ابتدا از گفت وگو گذاشته شد، ايستادند و انتخاب كردن و رشد يافتن را برگزيدند. "اكنون كه با دگرگوني بزرگي در ارتباطات روبه رو شده ايم، مي توانيم به كاهش فاصله ها اميدوار باشيم؟" مساله اي كه پيش از اين، ايران بسته، محدود و البته در حال سازندگي از دوران جنگ و انقلاب را با شكافي عميق مواجه كرده بود؛ شكافي كه هر روز با توسعه فناوري ها در كشورهاي توسعه يافته و حتي در حال توسعه مانند هند و مالزي، عميق تر مي شد. هادي خانيكي، يكي از ياران نزديك رييس دولت اصلاحات كه ادامه دهنده ايده گفت وگو و همچنين كاربرد آن در عصر اطلاعات است، درباره ديدگاه دولت اصلاحات و چگونگي ورود ايران به عصر اطلاعات مي گويد: " يكي از اولين ايده ها و رويكردهايي كه آقاي خاتمي حتي قبل از رياست جمهوري به لحاظ نظري دنبال مي كرد، تاكيد بر مقوله گفت وگو به طور عام و گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها به طور خاص بود كه نتيجه طبيعي چنين ديدگاهي توجه به جهان جديد و گشودگي افق ها و به تعبير گادامر "درهم تنيدگي افق ها" است و به طور طبيعي متغيرهايي كه امكان گفت وگو را فراهم مي كند. بنابراين مي شود گفت كه توجه آقاي خاتمي در عالم نظر و ورود جنبه هاي نظري در عالم عمل و اجرا معطوف به عناصري بود كه به لحاظ نرم افزاري و سخت افزاري گفت وگو را در اين جهان ممكن مي كرد. مساله ورود به عصر اطلاعات و ويژگي هاي آن در اين ديگاه در كانون توجه قرار گرفت. به طور حتم يكي از عواملي كه گفت وگو را در اين جهان ممكن كرده، افزايش و گسترش ارتباطاتي است كه اساسا به گفت وگو منتهي مي شود." از همين روي از نگاه دولت قبل همه تحولاتي كه در حوزه ارتباطات و اطلاعات در حال رخ دادن بود از ديدگاه گفت وگويي يك فرصت به شمار مي آمد. همچنين اگر بخواهيم چنين ديدگاهي را در رويكردهاي نظري و برنامه هاي عملي سيد محمد خاتمي درك كنيم، مي توانيم آن را در برنامه توسعه سوم و دنبال آن بيان گام هايي كه در نهايت منجر به برنامه چهارم توسعه شد، بيبنيم. برنامه اي كه بر محور دانايي نوشته شد و اين دانايي محوري نيز گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در همه زمنيه ها بود. اما دولت خدمتگزار با رويكرد گفت وگو يا دانايي وارد عصراطلاعات نشد. اين دولت صرفا به دليل الزام هاي قانوني در برنامه چهارم به اين حوزه ورود پيدا كرد. كما اين كه در اجلاس هاي بين المللي كه برگزار شد هم عدم حضور رييس جمهور و مقامات عالي رتبه و همچنين روند كند پيگيري هاي برنامه عمل اجلاس سران در باره جامعه اطلاعات در كشور تونس، بيانگر چنين ديدگاهي است كه اين دولت تمايل چنداني به حضور در اين عرصه ندارد. اگرچه اين دولت به فناوري اطلاعات به عنوان ابزار توسعه اي كشور اعتقاد داشت، اما به دليل كارهاي مهم تر فرصت چنداني براي عصر اطلاعات نداشت. شايد هم ترديد هاي مديران اين دولت موجب شد كه آنان به ديد تهديد به اين پديد بنگرند. "من از توسعه و گسترش ام ام اس در كشور نگرانم." اين اظهارنظر يكي از وزراي نزديك به رئيس دولت نهم است كه تنها به يكي از ابزارهاي اين فناوري اشاره دارد. 
دغدغه هاي دو رييس جمهوري درباره بشريت 
سيد محمد خاتمي ، رييس موسسه بين المللي گفت وگوي تمدن ها، امسال هم در دانشگاه وين به دغدغه هاي ذهني خود در مورد گفت وگو و عصر اطلاعات پرداخت. "جهان پيش روي ما داراي ارتباطي فشرده تر از گذشته و حركتي شتابزده تر مي شود، در نتيجه به مباني و معيارهاي مشترك ما براي بهتر زيستن، بيشتر نياز پيدا مي كنيم. جهاني شدن و ورود به عصر اطلاعات را چه فرصتي براي نوع بشر و چه تهديد يا تركيبي از فرصت و تهديد براي او قلمداد كنيم، نيازمند موازيني جهاني در حوزه اخلاق است." در همين حال امسال محمود احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا به دغدغه ذهني خود كه نه گفت وگو بلكه خدمت به بندگان خدا و مهرورزي است اشاره كرد. البته رييس جمهور مي داند كه فناوري اطلاعات ابزاري براي خدمت بهتر به مردم اس، زيرا ستاد تبصره13 را مامور تحقق ارائه خدمات به مردم از طريق فناوري اطلاعات كرده است. "متاسفانه در جهان امروز قدرتمندان زورگو بسياري از عالمان و علوم مختلف را در اختيار خويش گرفته اند تا ملت ها را چپاول كنند و همه فرصت ها را در انحصار خود بگيرند." اين بخش ديگري از گفته هاي رييس دولت نهم در جمع دانشجويان و استادان دانشگاه كلمبيا است. آيا ورود به عصر اطلاعات تحقق جامعه اطلاعات و ارتباطات نمي تواند انحصار علم را از دست ديگر كشورها خارج كند؟ به گونه اي كه هر كسي بتواند به علوم مختلف دسترسي داشته باشد؟ به نظر مي رسد كه نبايد به دنبال كلماتي چون اطلاعات و ارتباطات در گفته هاي رئيس جمهور بود. در همان زمان كه محمد خاتمي بي درنگ دعوت اجلاس سران درباره جامعه اطلاعات، نشست سازمان علمي فرهنگي ملل متحد( يونسكو) و مجمع جهاني داووس را براي بيان ديدگاه هاي خود در زمينه گفت وگو و عصر اطلاعات مي پذيرفت، محمود احمدي نژاد در اجلاسي شركت مي كرد كه در آن صحبت از " معامله اي بزرگ" بود.

   "من در آغاز اين هزاره از ضرورت گفت وگوي تمدن ها سخن گفتم، در عصر مجازي هم بايد به گفت و گو ميان تمدنها همت گماريم." سيد محمد خاتمي

" اگر بشريت به بالاترين علوم مادي و معنوي دسترسي پيدا كند اما علما و دانشمندان پاكيزه نباشند، آن را در خدمت بشريت قرار نخواهند داد."   محمود احمدي نژاد

  دولت خدمتگزار همواره در اظهارات خود درحال پند و اندرز دادن به مسوولان و دست اندركاران بوده است. اگر چه دولت اصلاحات نيز اهل پند و اندرز بود، اما تفاوتي ميان اين دو هست كه بايد به آن توجه كرد. محمد خاتمي پند خود را اين گونه بيان مي كند: "تاسيس و تقويت جوامع دانش مدار مستلزم تعهد به موازين اخلاقي، حقوق انساني، اصول دموكراسي و لوازم خوب حكمروايي است. سياستمداران و متخصصان بايد بتواند با تسهيل فعل و انفعال هاي الكترونيكي قدرت را به مردم واگذار كنند." و محمود احمدي نژاد نيز با ادبيات خاص خود پند دادن را تنها به هدايت كردن معطوف مي دارد و سخني از واگذاري قدرت به مردم و سپردن كار آن ها به خودشان به زبان نمي آورد: "علم بايد با اخلاق و تزكيه همراه باشد تا هم عالم و محقق به درستي آن را دريافت كند و هم بشريت به خوبي و به درستي از آن استفاده كند، عالمان پاكيزه نه فقط چراغ هاي هدايت، بلكه مصلحان بشري نيز هستند."
 دو رييس جمهور نگران 
محمد خاتمي ورود به عصر اطلاعات را فرصتي نو براي مردم جهان مي دانست و تاكيد بر اين داشت كه با ورود به جامعه اطلاعات و ارتباطات، فرايند گفت وگو تسهيل مي يابد. همچنين همواره بر تنوع فرهنگي و كثرت زباني در جامعه اطلاعاتي تاكيد مي كرد: "جامعه اطلاعاتي بايد تنوع فرهنگي را اساس زيست مشترك جامعه انساني بداند و به آن تكيه كند. ما بايد در پي مشاركت همه گروه هاي فرهنگي، اجتماعي و زباني در ايجاد جامعه دانش مدار باشيم." پس از دولت اصلاحات، با روي كار آمدن دولت خدمتگزار ديگر كمتر سختي از تنوع فرهنگي به زبان آمد، حتي آن زمان كه احمدي نژاد در نشست هاي مجمع سازمان ملل هر ساله شركت مي كرد و به ايراد سخنراني مي پرداخت، سخني از تنوع فرهنگي و حفظ ارزش هاي فرهنگي و زباني ديگر ملت ها به زبان نمي آرود. دغدغه ذهني او حفظ كرامت و ارزش انسان بود و همواره در سخنراني خود بر كساني كه ارزش ها و كرامت انساني را زيرپا مي گذارند، مي تاخت. البته محمود احمدي نژاد آن هم به سفارش و نامه هايي كه استادان ادبيات دانشگاه برايش نوشتند، بر حفظ زبان در محيط رايانه تاكيد كرد. هر دو رئيس جمهور ايران دل نگراني هايي از وضعيت بشر داشتند، اما يكي نابرابري در دسترسي و زيرساخت را نگراني مي دانست و ديگري دلبستگي هاي مادي انسان را. محمد خاتمي مي گويد: "ما نگران نابرابري در توسعه زيرساخت ها و دسترسي و استفاده جهاني از فناوري اطلاعات و ارتباطات هستيم. هدف ما بايد تبديل شكاف هاي ديجيتالي به فرصت هاي ديجتالي باشد كه راه آن تقويت همبستگي هاي ديجيتالي است." و محمود احمدي نژاد مي گويد: " دلبستگي هاي مادي، انسان را در نقطه مقابل حقايق عالم قرار مي دهد، انسان آلوده و وابسته در پذيرش حقيقت مقاومت مي كند، حتي اگر آن را پذيرفت در برابر آن تمكين و از آن تبعيت نمي كند." محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري خود همواره سعي كرد ادبيات گفت وگو در جامعه اطلاعات و ارتباطات را مطرح و آن را جايگزين ادبيات نفرت كند. همچنين او سعي كرد با ارائه شعار دولت پاسخگو،تغيير گفتماني در قدرت به وجود آورد و قدرت را به مردم واگذار كند. اما محمود احمدي نژاد در اين سال ها همواره كوشيد كه جامع جهاني را متوجه اعمال ستمگران كند و نه تنها گفت وگو در عصر اطلاعات و ارتباطات برايش كاربردي نداشت بلكه در صدد اين بود كه به مردم بفهماند چه ستمگران و زورگوياني بر دنيا حكومت مي كنند. او با ادبيات خاص خود بيان مي كند: "با استفاده از ابزار و شيوه هاي علمي ملت ها را فريب مي دهند. اقدامات خود را توجيه مي كنند، براي آنان دشمنان فرضي و فضاي ناامني و ترس ايجاد مي كنند تا به نام مبارزه با ناامني و تروريسم همه امور را تحت كنترل خود بگيرند. آزادي هاي فردي و اجتماعي ملت خود را نيز نقض مي كنند و حتي به حريم خصوصي افراد هم احترام نمي گذارند، تلفن ها را شنود و رفت و آمدها را كنترل و ناامني رواني ايجاد مي كنند و با استفاده از چنين فضايي اقدامات جنگ طلبانه خود در نقاط مختلف دنيا را توجيه مي كنند." ديدگاه خاتمي در زمينه حق دسترسي به ارتباط و اطلاعات موجب شد كه در زمان او "لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات" به مجلس ارائه شود. هرچند كه سرانجام كليات اين لايحه با تعديل هايي به تصويب رسيد. خاتمي معتقد بود كه بايد به احقاق حقوقي نظير حق توسعه، حق ارتباط و حق اطلاع پرداخته شود، موضوعي كه به نظر مي رسيد احمدي نژاد چندان تمايلي به آن نشان نمي دهد. همچنين محمد خاتمي اساس انسان توانا را انسان دانا مي دانست و مي گفت: "مي دانيم انسان دانا، انسان تواناست، پس جامعه اطلاعاتي را جامعه آگاهي و دانايي كنيم." محمود احمدي نژاد نيز انسان دانا را ازرشمند مي داند، با اين تفاوت كه انسان ارزشمند، انساني است كه پاكيزه باشد، بر همين اساس جامعه نيز بايد داراي انسان هاي پاكيزه دانا باشد. هر دو رئيس جمهور از جهاني سخن مي گويند كه يكي با پاردايم هايي سير مي كند و ديگري پر خشونت و بمب و خونريزي است. درحالي كه كه خاتمي در دانشگاه وين مي گويد جهان اكنون به دليل گرايش به ادغام، يكسان سازي، هژموني طلبي اقتصادي، سياسي و فرهنگي رو به سويي ديگر دارد، احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا ساخت بمب ها و سلاح هاي مخرب اتمي، ميكروبي و شيميايي را نتيجه ديگري از دست اندازي قدرت هاي بزرگ به ساحت علم و تحقيق مي داند. خاتمي مي گويد: "ميل به تنوع فرهنگي و تكثرگرايي، رويه ديگر جهان است كه طلب حقوق ويژه اي نيز در پي دارد. بيانيه جهاني يونسكو درباره تنوع فرهنگي كه در سال 2001 به تصويب رسيد و دستورالعمل بيست گانه آن در نخستين اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعات ژنو كه سال 2003 مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت، وجه جديدي از مناسبات حقوقي است." از سويي ديگر احمد نژاد اين تغيير مناسبات را در نوع جنگ ها بر مي شمارد و معتقد است مناسبات جديد تلاش مي كند مردم را بي هويت و رابطه آنان را با تاريخ و ارزش هاي خود قطع كند و با القاي خصلت ها و روش هايي كه ملت ها را به ذلت تقليد و مصرف گرايي، سلطه پذيري، ترس، احساس حقارت و ناتواني مي كشاند، زمينه را براي به يغما بردن منابع مادي و معنوي آنان فراهم مي كند. تحليل گفتمان خاتمي و احمدي نژاد درباره جامعه اطلاعات و ارتباطات اگرچه به سادگي فهميدن اظهارات آنان در سخنراني هايشان است، اما سادگي آن در برخي موارد موجب گمراهي نيز مي شود، به عبارتي در عين سادگي بسيار پيچيده است. اين را هم نبايد فراموش كرد كه اقدامات بين المللي و تغيير سياست ها نيز چندان بي تاثير نيست. شايد بر همين اساس هادي خانيكي نوع گفتمان خاتمي را به دوران تصدي او در وزارت ارشاد مربوط دانسته و براين باور است كه شناخت تحولات جهاني و پي بردن به آنچه كه در بيرون از مرزها مي گذرد، منجر به شكل گيري چنين ديدگاهي در سيد محمد خاتمي شد. شايد اگر ياران و اطرافيان محمود احمدي نژاد اين تفكر و ذهنيت را در او به وجود مي آوردند كه به آنچه در بيرون از كشور اتفاق مي افتد هم توجه كند، او نيز ديدگاه خود را تغيير مي داد و بر نخستين اظهاراتش پس از انتخابات رياست جمهوري نهم پايبند مي ماند: "به نظر بنده توليد و به كارگيري موثر كليه فناوري ها از جمله ICT از جمله راهبردهاي اساسي دولت كارآمد است." شايد در اين صورت شاهد عدم وجود برنامه مشخص و سند راهبردي همه جانبه و رنج بردن از الويت ندادن به جامعه اطلاعات نبوديم و دولت نيز سعي مي كرد براي دسترسي بدون تبعيض افراد، نهادها و كشورها به اطلاعات چنان شيوه ها و ابزارهاي نظارت را مدنظر قرار دهد كه هيچ كس حق اعمال تصميم هاي يك جانبه را در محروم كردن ملت از حقوق خود، از جمله دسترسي صحيح به اطلاعات نداشته باشد.
+++
این مطلب در شماره اسفندماه ماهنامه تحلیلگران عصر اطلاعات به چاپ رسید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/22ساعت   توسط حامدشفیعی  | 

به طور حتم در اکثر مواقع از خودمان یا فرد دیگری پرسیده‌ایم که فرهنگ چیست؟ شعور چیست؟ بینش و آگاهی اجتماعی چیست؟ اعتقادات اجتماعی چیست و چه چیزی باعث می‌شود که به چیزی اعتقاد داشته باشیم؟ چه چیزی تبدیل به یک عرف و عادت اجتماعی قابل احترام می‌شود ؟ و خیلی سوال‌های دیگری که تکراری به نظر می‌آید و در این زمینه به ذهنما‌ن رسیده است. برای جواب دادن به این سوال‌ها هم یا سراغ کتاب و مقاله می‌رویم یا با کارشناسان اهلش صحبت می‌کنیم. اما به محض اینکه اتفاقی در این زمینه رخ می‌دهد باز این سوالات برایمان تکرار می‌شود. شاید شما هم خبر اعتراض‌ها و درگیری‌ها در یونان را خوانده باشید و بدانید که این اعتراض‌های خیابانی به چه دلیل است. شلیک گوله‌ای از اسلحه یک پلیس و کشته شدن یک پسر 16 ساله باعث شکل‌گیری چنین اعتراض‌های وسیعی در یونان شده است. اما در مقابل و در گوشه‌ای دیگر از جهان پسر بچه یا بهتره بگویم پسر بچه‌ها و حتی دختر بچه‌های کوچکی به قتل رسیدند، اما تفاوتی که با مورد قبل دارد این است که این بار خبری از اعتراض و درگیری مردم در دادخواهی از آن نیست. قتل 110 کودک در نیجر‌یه توسط یک جادوگر به بهانه کشتن ارواح خبیث!.
جالب‌تر اینکه این جادوگر در برنامه تلویزیونی شرکت کرده و با اعتماد به نفس کامل عمل خودش را توجیه می‌کند و مردم هم حرف‌های او رو تایید کرده‌اند. علت این عدم اعتراض هم این است که مردم روستای آکوا‌آیبوم، کودکان خود را به این فرد می‌سپردند و با پرداخت پول از او تقاضا می‌کردند که ارواح خبیث را از بدن فرزندشان بیرون کند! جالب‌تر اینکه خانواده‌ها فکر می‌کنند فرزندا‌ن‌شان به‌واقع جن‌زده بودند و باید کشته می‌شدند. به همین‌خاطر در این مورد شکایت یا اعتراضی نمی‌کنند. البته این به خاطر مساله رواج خرافات در این روستا است که این جادوگر نیز از این مساله سو‌استفاده کرده و با بنا کردن یک معبد در خصوص خارج کردن ارواح خبیث، مشتریان زیادی را جذب کرده است.

به واقع این امر ناشی از چیست؟ عدم آگاهی؟ دانش و سطح سواد مردم؟ یا عدم اطلاع‌رسانی و تغییر فرهنگ و دیدگاه مردم از سوی مسئولان؟ چه چیزی باعث ایجاد این شکاف عمیق اجتماعی_ فرهنگی میان دو کشور یونان و نیجر‌یه شده است؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت   توسط حامدشفیعی  |